سربازم نه که پوتین به پا
دایی منجلابه روتینه ما
ضد حال فقط پشت ضد حال
مثه اونکه غذا رو هی مو دیده لاش
هرگ وشه شهرو دیدم رویِ سگ من
در اومد و داد زدم انگار کور و کر شهر
رویه ما زدن برچسب غدقن
میخونم چه نره توو کته شما چه کته من
هر روز سرحساب میشم با این پلک چشم
دور دورِ حرکت چندشه
شما توو صف ماها گله هی
تو هم میخوری زمین که باهم بشیم یِر به یِر
مهم مسیر و پامونه شَل نره
نبشی ندیم جایی لبا تَر نشه
خونواده بالا باشه پرچمش
همه سکوتا گم شه بره تووی عربده

جنگ بین منو عقلم بود
تووی فهم درک پول
ملت نسخمو پیچیدن
هرکی رسید از دستم خوند
جنگ بین منو عقلم بود
تووی فهم درک پول
ملت نسخمو پیچیدن
هرکی رسید از دستم خوند

شاید ماها اولیم ته صف
قرار نیست دنیاتون بگه نرسم
جمع میشه بام هرکی که کمه کرد ما رو
من حفظم پریدند از لبه پرتگاهو
سرم میره نشه سره خم
پام روبه هدف میره نه که تنه زن
اگه یه روز نرم پی ارزشم
بهم بگو کثیف تر از تبلیغه کفِ شهر
اگه هنوز راه میرمو کله پت رامو
اگه دکورم پایینِ با این دم و دستگامو
پی آرامش ننه بابامم
که توو فکرن هر ثانیه همه شب تا صبح
توو یه دوره ای که قهوه ایه لحظه هاش
بادمجون واکس میزنن نسله ما
وقتی سی تا آدم گمه تووی هر لباس
من قله رو می بینم توو عمقه دره هاش

جنگ بین منو عقلم بود
تووی فهم درک پول
ملت نسخمو پیچیدن
هرکی رسید از دستم خوند
جنگ بین منو عقلم بود
تووی فهم درک پول
ملت نسخمو پیچیدن
هرکی رسید از دستم خوند

همتون شدین نخ دندون
یه بار مصرف تر از هر ‌پول
با خیلیاتون راهم کج بود
ولی یه پا مرامم تووی تعرفم بود
وقتی پیشونیم رو زمینه راه به راه
هر روز سنگینه مغزم پابه ماس
اینکه زندم میگم خدا داده حال
(پس) هر راهی چاره داشت پا بذار رو حرکت
توپ دست ما خودی رومون تک رفت
هر چند باما دو روز بیرون رفتن
موندیم بی چون و چرا قلبن
میرسه همتون به ما بگین عقرب
شاید بگی‌ اشتباهست
ولی ماها داریم یه جفت چشمه باز
عزیز هر صبری یه حدی داشت
تومن از تجربه میشه انقلاب ترین

جنگ بین منو عقلم بود
تووی فهم درک پول
ملت نسخمو پیچیدن
هرکی رسید از دستم خوند
جنگ بین منو عقلم بود
تووی فهم درک پول
ملت نسخمو پیچیدن
هرکی رسید از دستم خوند