ما که با هم همه چی داشتیم دنبال چی میگشتی
به خدا راهی که پا گذاشتی توش هیچی تش نیست
من واسطت بارون شدم اما تو جلوم سنگ گذاشتی
همه ی کارات بهونه بود اون همه قهر و آشتی
ولی باز تنگه دلم واسطت خب دل دیگه
به دوری نکرد عادت خب دل دیگه
چه کارش کنم تنگ دلم واسطت خب دل دیگه
به دوری نکرد عادت خب دل دیگه دل دیگه
من همه کاری میکردم که بمونی و نشد
تو خودت خواستی که این جوری بشه رابطمون
نمی تونه هیچ کسی پر بکنه جاتو برام
چی ازت خواستم و چی امده حالا سرمون
ولی باز تنگه دلم واسطت خب دل دیگه
به دوری نکرد عادت خب دل دیگه
چه کارش کنم تنگ دلم واسطت خب دل دیگه
به دوری نکرد عادت خب دل دیگه دل دیگه