باید نفس بکشم تویه هوای خودم باید که سر بذارم رو شونه های خودم
باید که گریه کنم واسه عذایه خودم شبونه گل ببرم خودم برای خودم
نشد نشد که بیام بازم به دیدن تو نشد نفس بکشم نفس کشیدن تو
روزهای تار منه شبهای روشن تو چقدر غریبه شدیم منم منم منِ تو
هنوز رویای تو دنبال منه هنوز زخمهای تو رو بال منه هنوز از خواب خوشت میپرم هر شب
ببین تقدیر بد بیخبر و ببین طوفانیه چشمهای ترو ببین تو دوری و تنهاترم هر شب
باید نفس بکشم توی هوای خودم باید که سر بذارم رو شونه های خودم
باید که گریه کنم واسه عذایه خودم شبونه گل ببرم خودم برای خودم

انگار کسی فکر پریشونیه من نیست کسی تو شب بارونی من نیست دیگه وقت پشیمونیه من نیست
انگار تو قلبم غم دلخواه تو مونده هنوز قلب من همراه تو مونده هنوز پشت سرم آه تو مونده انگار
ببین تقدیر بد بیخبر و ببین طوفانیه چشمهای ترو ببین تو دوری و تنهاترم هر شب
باید نفس بکشم توی هوایه خودم باید که سر بذارم رو شونه های خودم
باید که گریه کنم واسه عذایه خودم شبونه گل ببرم خودم برای خودم
نشد نشد که بیام بازم به دیدن تو نشد نفس بکشم نفس کشیدن تو
روزهای تار منه شبهای روشن تو چقدر غریبه شدیم منم منم منِ تو